تبليغاتX
اراجیف
اراجیف
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم شهریور 1384ساعت 7:28  توسط سرور | 
رفاقت یعنی چی(قلب من پاره شده)
  • رفاقت یعنی وقتی خستگی بیاد و درد"و دلت بلرزه" دستی باشه که دست دلت رو بی دل دل کردن بگیره.
  • وقتی بروبچه های باحال(به قول خودشون)برای ناموس دوستشون فکرهای بی ناموسی در سر دارن"یعنی رفاقت تبدیل شده به تف سر بالا"به همین راحتی.
  • اره" من سوخته رفاقتم.رفیق یعنی دیواری که بتونی در کنارش خودت رو راحت و سبک ببینی!!و من معمولا با رفقایم راحتم!جه اهمیتی داره؟که رفیق های من جنبه رفاقت ندارن"بعد از مدتی معاشر ت با من این بلارو سرم اوردن!!امان از رفاقت"امان از رفیق بی جنبه!امان از رفیقی که زود میمیره!اخ قلبم!
2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 11:31  توسط سرور | 
باور کن ما با هم دوست شدیم!

ازت پرسیدم:تو دوست من شدی یا من دوست تو؟کدوممون زودتر اون یکی رو به دوستی انتخاب کرد؟اول من بودم که به تو گفتم((دوست من))یا تو بودی؟بهت گفتم:اصلا این دوستی که میگن چی هست؟این حس دوستی که میگن چی هست؟این حس دوستی از کجا پیدا شده؟از کجا فهمیدیم که باید با هم دوست بشیم؟یادم نمیاد"شاید اولین باری که حس کردم حرفی برای گفتن بهت دارم یا شاید اولین باری که دلم برات تنگ شد"فکر کردم که با هم دوست شدیم...وقتی از ندیدنت خسته شدم"فهمیدم خواسته ناخواسته اهلی ات شدم!هجوم خواستنت"دیدنت و حس کردنت بهم فهموند نه حس زنده بودن یعنی یکی تو رو داشتن"یعنی ساکت بودن"کم کم فهمیدم که مهربونی همون چیزیه که از چشمهای تو می ریخت تو دل من.دلم برات تنگ شده دوست من!(تقدیم به یکی)

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 10:27  توسط سرور | 
منم اومدم(دیوانه زنجیری)
سلام دوستان من باز اومدمبا توپه پرم اومدمالبته ایندفعه بزور خودمو جا دادمچون سرور خانوم هیچ تمایلی به همکاری با من نداشتنامیدوارم بتونین تحملم کنین

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 0:50  توسط سرور | 
میگوی حرف گوش

میگوی حرف گوش کن دلش خیلی گرفته بود و نمی دانست چه کار کند دليل ناراحتيش اين بود:

که توی تور افتاده بود و قرار بود خوراک شام یک نفر باشد...

شما اگر بودید دلتان نمی گرفت؟

2 نوشته شده در  جمعه هجدهم شهریور 1384ساعت 0:8  توسط سرور | 
پروردگارا...

پروردگارا ...

من در كلبه فقيراته خود چيزي دارم كه تو در عرش كبريايي خود نداري.

زيرا من چون تويي دارم. ولي ... تو چون خودي نداري!!!

2 نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 1:27  توسط سرور | 
حق با تو بود پدر ژپتو

حق با تو بود پدر ژپتو

من خنده دار شده ام با این دماغ دراز و دست و پای چوبی

می دانستم نباید دروغ می گفتم

من هیچ وقت پری مهربان را دوست نداشتم

من گربه نره و روباه را به همه آدمهای خوب ترجیح میدهم

نه پدر ژپتو

اخمهایت را در هم نریز پینوکیو این بار دروغ نمی گوید.

2 نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1384ساعت 0:51  توسط سرور | 

فیل با خرطوم بزرگ یک روز با خودش گفت:

مدتهاست که به چیزی فکر میکنم، خرطوم من همان بینی من است، پس چرا مردم به آن خرطوم می گویند؟

 

2 نوشته شده در  شنبه دوازدهم شهریور 1384ساعت 11:38  توسط سرور | 
بیچاره مولی ها کارتی پیر

بیچاره مولی ها کارتی پیر

 یک سیب کرم زده خورده و حالا نمی تواند تصمیم بگیرد که کمی سم کرم هم بخوره یا نه!!!

2 نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 22:30  توسط سرور | 
مقصر

من نميدونم تقصير من چيه كه كوچكترين عضو خانواده شدم. كه حالا هر كي هر چي دق و دلي داره رو من خالي ميكنه و هر مشكلي هم كه پيش مياد مقصرش منم.

آخه چراااااااا ؟؟؟

يكي به داد من برسه!!!

2 نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 11:46  توسط سرور | 
اراجیف

اراجيف عبارت است از: كلماتي كه در اثر فشار آوردن به مغز پوك انسان از دهان وي به سمت بيرون پرتاب ميشود.

2 نوشته شده در  شنبه پنجم شهریور 1384ساعت 0:17  توسط سرور | 
...و از اول شروع مي كنم
دوستان اين وبلاگ جديد منه چون بدليل ايجاد مشكلات بسيار تا بسيار زيادي كه در پرشين بلاگ در وبلاگ قبليم داشتم اومدم اينجا تا دوباره وبلاگم و ادامه بدم . اميدوارم كه خوشتون بياد و بهم سر بزنين.

وبلاگ قبلي من اراجیف دیووانه ها بود ولی تو این یکی دیوونه ها از هم جدا شدن و خودم فقط اینجا هستم.(یعنی اون دیوونه زنجیری رفته)

2 نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 9:51  توسط سرور |