![]() |
اراجیف |
![]() |
|
طالع
|
|
طالع د ر خانه تو را نيز كوفت و تو غافلانه در به رويش نگشودي. اما نگران نباش. فرشتهاقبال دلي مهربان دارد و بار ديگر در خانه ات را خواهد كوفت
. |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 12:46 توسط سرور |
|
|
روزگاريست ز تنهايی شبهای خيال با تو در رهگذر خواب سفر کردم و ليک قلب خاموش گنه کرد و نخفت ذهن بيمار گذر کرد و نجست بی تو اما شب من باز سخن گفت و نخفت...! |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت 12:29 توسط سرور |
|
|
بچه ها من چند وقت نتونستم که بیام وبلاگمو آپ کنم
تا چشم حسودا کور بشه |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 12:21 توسط سرور |
|
|
من از نهايت شب حرف می زنم من از نهايت تاريکی و از نهايت شب حرف می زنم اگر به خانه من آمدی ای مهربان برای من چراغ بيار و يک دريچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
|
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 8:23 توسط سرور |
|
|
من هر چه از رودخانه گذشتم به آن طرف نرسيدم. |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 8:39 توسط سرور |
|
|
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد خودش می بردت هر جا دلش خواست |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 8:36 توسط سرور |
|
|
اراجیف ای نامه که می آیی به سویم همه چیزایی که تا الان نوشتم |
|
|
RSS
|