![]() |
اراجیف |
![]() |
|
قایم موشک
|
|
باز کجا قایم شدی؟؟ توی آب برکه ها که نیستی! لابه لای شاخه ها هم که جا خوش نکردی! زیر دم پهن روباه که قایم نشدی! خوراک ناهار آقا شیره هم که نشدی! فهمیدم کجایی... همون جایی سر جات توی آسمونی. بعد از غروب وقتی خورشید شب به خیر میگه و پتو را میکشه روی سرش می بینمت. می بینمت که با کرکره خنده ات گوشه آسمون قایم شدی. اون وقت من داد می زنم: سک سک! من ماهو پیدا کردم. بعدش تو باید چشم بگذاری و تا ده بشماری. |
|
2 نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386ساعت 0:34 توسط سرور |
|
|
خواب مارلين خوشگله
|
|
مارلين خوشگله شبها زياد مي خورد و خوابهاي ترسناك زيادي مي ديد, بعد نيمه هاي شب از خواب مي پريد و از خدا مي خواست كه آرام شود و دعا مي كرد كه خوابهاي بدش تعبير نشوند. تا اينكه يك شب تصميم گرفت غذا نخورد و ديگر خوابي نديد از آن پس زندگي براي مارلين خوشگله خيلي سخت شد آخر وقتي از هيچي نمي ترسيد چطور مي توانست دعا كند ؟ پس تصميم گرفت كه باز هم شبها غذا بخورد تا باز هم خواب ترسناك ببيند و باز هم نيمه شب بلند شود تا دعا كند و بعد با آرامش بخوابد.
|
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386ساعت 15:10 توسط سرور |
|
|
اراجیف ای نامه که می آیی به سویم همه چیزایی که تا الان نوشتم |
|
|
RSS
|